علوم پایه زمین
ز نادان بتالد دل سنگ و کوه
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


من foruzanهستم و این وبلاگ را برای بالا بردن اطلاعات شما در باره ی زمین و مشقات آن درست کرده ام حتما نظر بگزاریذ

مدیر وبلاگ : Fateme hei
نظرسنجی
از نظر شما این وبلاگ چگونه بوده است؟





لمس به وسیله گیرنده های مختلفی در سطوح مختلف پوست انجـام مـی شـود. گیرنده های عصبی آزاد در نزدیک سطح پوست، به لمس، درد، فشــار و دمــا پـاسـخ مــی دهند. که اجسام مرکل و مایسنر، لمس ظریف و اجسام پاچینی، فشار عمقی و ارتعاش را تشخیص می دهند.

حواس ما، ما را از تمام جنبه های محیط خود آگاه می سازند. چشم ها اطلاعات بینایی را فراهم می کنند؛ گوش ها صوت راتشخیص می دهند و در تعادل نیز نقش دارند؛ بینی و زبان به ترتیب به بوها و مزه های مختلف پاسخ می دهند و اعصاب حسی پوست، ما را قادر به احساس تماس فیزیکی (لمس)، تغییرات دما و درد می کنند. در هر مورد اطلاعات محیطی که به وسیله اعضای حسی تشخیص داده می شود، به وسیله اعصاب به مغز منتقل می شوند و در آنجا مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.

بینایی

اعضای بینایی، چشم ها هستند. شعاع های نوری که به هر چشم وارد می شود، به وسیـله قرنیـه و عدسی متمرکز شده، روی شبکیه می افتند و یک تصویر وارونه بر روی آن تشکیـل می دهنـد. سلـول های شبکیه این تصویر را به تکان هـای الکتریکی تبدیـل مـی کنند که از طریق عصب بینایی به مغز می روند و در آنجا رمز گشایی شده، باعث بینایی می شوند. عنبیه، اندازه مردمک را تغییر داده، مقدار نوری را که به شبکیه می رسد، کنترل می کند. رگ های خونی شبکیه و لایه ای به نام مشیمیه، مواد غذایی را به چشم می رسانند.

نمای شبکیه

سلول های شبکیه، رنگ و شدت نور را ثبت می کنند. در پشت شبکیه، دیسک بینایی قرار دارد که در آنجا رشته های عصبی به هم نزدیک شده، عصب بینایی را تشکیل می دهند و رگ های خونی وارد چشم می شوند. دیسک، هیچ گونه سلول حساس به نور ندارد و«نقطه کور» خوانده می شود. این عکس با یک افتالموسکوپ گرفته شده است که داخل چشم را بزرگ و روشن می کند.

شنوایی و تعادل

گوش نه تنها وظیفه شنیدن بلکه برقراری تعادل را نیز به عهده دارد. گوش شامل قسمت های خارجی، میانی و داخلی است. گوش خارجی، امواج صوتی را به پرده صماخ می رساند، باعث لرزش آن می شود. استخوان های گوش میانی، این لرزش ها را به گوش داخلی منتقل می کنند. این پیام ها در آنجا به پیام های الکتریکی تبدیل می شوند. این پیام ها از طریق سلول های عصبی به مغز رفته، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. گوش داخلی همچنین ساختارهایی دارد که با تشخیص وضعیت و حرکت سر به تعادل کمک کرده، به ما اجازه می دهند بدون یان که بیافتیم، قائم بایستیم و حرکت کنیم.

ساختار گوش

گوش خارجی شامل لاله (قسمت قابل مشاهده) و مجرای گوش است که به پرده صماخ ختم می شود. گوش میانی حاوی۱۳ استخوان ظریف است که پرده صماخ را به غشای جدا کننده گوش میانی و داخلی، مرتبط می کنند. حلزون که حاوی گیرنده های حسی شنوایی است و نیز ساختارهای تنظیم کننده تعادل در گوش داخلی قرار دارند.

بویایی

بوها به وسیله سلول های گیرنده تخصیص یافته در سقف حفره بینی تشخیص داده می شوند. این سلول های گیرنده مولکول های بودار موجود در هوا را تشخیص می دهند و این اطلاعات را به تکان های الکتریکی ظریفی تبدیل می کنند. این تکانه ها از طریق عصب بویایی به پیاز بویایی (انتهای عصب بویایی) و سپس مغز منتقل می شوند و در مغز مورد تحلیل قرار می گیرند. حس بویایی انسان بسیارحساس بوده، ما را قادر به تشخیص بیش از ۱۰۰۰۰ بوی مختلف می کند.

گیرنده های بویایی

مولکول های بودار با ورود به بینی، مژه های (موهای ظریف)متصل به سلول های گیرنده سقف حفره بینی را تحریک می کنند. این گیرنده ها پیام ها را از طریق عصب بویایی به پیاز بویایی متصل می کند که پیام ها را به مغز می برد.

چشایی

مزه ها به وسیله جوانه های چشایی تشخیص داده می شوند این ساختارها در دهان و گلو قرار دارند و اکثر آنها (حدود ۱۰۰۰۰ عدد) در سطح فوقانی زبان واقع شده اند. آنها تنها می توانند۴ مزه اصلی را تشخیص دهند. شیرینی، ترشی، شوری و تلخی. هر مزه به وسیله جوانه های چشایی واقع در یک ناحیه خاص از زبان تشخیص داده می شود: تلخی در پشت، ترشی در کناره ها، شوری در جلو و شیرینی در نوک. حس بویایی ما به همراه این۴ مزه اصلی، ما را قادر به افتراق طیف وسیعی از مزه های جزئی تر می کند.

ساختار جوانه چشایی

مواد داخل دهان در تماس با موهای ظریفی قرارمی گیرند که روی جوانه های چشایی زبان واقع هستند. این موها، تکانه هایی عصبی تولید می کنند که از طریق رشته های عصبی به یک ناحیه تخصص یافته در مغز می روند.

لامسه

حس لامسه شامل حواسی چون درد، فشار، ارتعاش و دماست. این حواس به وسیله دو نوع گیرنده واقع در زیر سطح پوست، تشخیص داده می شوند: انتهاهای عصبی آزاد (بدون پوشش) و انتهاهای عصبی پوشیده به صورت اجسام حسی، انواع مختلف انتهاهای عصبی یا اجسام حسی، حواس ویژه را می گیرند. تعداد گیرنده ها در بدن فرق می کند: برای مثال، نوک انگشتان دست به شدت حساس هستند و گیرنده های زیادی دارند در حالی که ناحیه میانی پشت گیرنده های کمتری دارد.

گیرنده های لامسه

لمس به وسیله گیرنده های مختلفی در سطوح مختلف پوست انجـام مـی شـود. گیرنده های عصبی آزاد در نزدیک سطح پوست، به لمس، درد، فشــار و دمــا پـاسـخ مــی دهند. که اجسام مرکل و مایسنر، لمس ظریف و اجسام پاچینی، فشار عمقی و ارتعاش را تشخیص می دهند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
furozan
پنجشنبه 12 آذر 1394

در مورد مغز انسان چه میدانید؟

 

 

تکامل مغز در مهره داران
در ماهیهای اولیه و دوزیستان ، نخاع و مغز در یک راستا قرار دارند. ولی در سایر مهره داران بویژه در پستانداران بین مغز و نخاع یک خمیدگی پدید آمده است که در پستانداران عالی به 90 درجه می‌رسد. این خمیدگی ناشی از حجم زیاد نیمکره‌های مخ است. حجم مغز بویژه نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه رشد اندکی دارد. ولی در مهره داران عالی وسعت زیادی دارد.
دستگاه عصبی مرکزی قسمتی از دستگاه عصبی است که در درون محفظه‌ای استخوانی به نام استخوان جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته است و شامل مغز و نخاع می‌باشد. از نظر ساختمانی در سیستم اعصاب مرکزی دو قسمت به نامهای ماده سفید و ماده خاکستری قابل تشخیص می‌باشد. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام از آنها در عین حال که با یکدیگر در ارتباط هستند کارهای متفاوتی را انجام می‌دهند.

سطح نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه تا پستانداران اولیه صاف ، ولی در پستانداران عالی بویژه انسان چین خوردگی فراوان دارد. مغز آدمی بزرگترین مغزها نیست اما وزن آن نسبت به جثه آدمی بیشترین است و با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین مغز است. مغز مهره داران در دوران جنینی دارای سه قسمت اولیه به نامهای مغز پیشین ، مغز میانی و مغز تحتانی است. از این قسمتها بتدریج بخشهای مختلف مغز پدید می‌آیند.

ساختار مغز
مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند.

پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیه بافت عصبی را انجام می‌دهد.
پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.
پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است.
در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع را مایع مغزی-نخاعی می‌گویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است.

مخ
مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنباله‌های نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند.

علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای را نیز انجام می‌دهد.

نیمکره چپ در زبان آموزی ، یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل می‌کند. تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی ، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است.

مخچه
مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کند.

مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت می‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر می‌زند. حفظ تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند و مخچه ، ماهیچه‌ها را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل النخاع
بصل‌النخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند.

بطنهای مغزی
در جریان تکامل مغز از لوله عصبی جنینی ، حفره مرکزی لوله عصبی در 4 ناحیه متسع شده و بطنهای مغزی را بوجود می‌آورد. بطنهای مغزی عبارتند از: بطنهای جانبی شامل دو بطن و هر کدام در یکی از نیمکره‌های مغزی ، بطن سوم در ناحیه تالاموس و بطن چهارم در محل بصل‌النخاع و پل مغزی.

مایع مغزی-نخاعی
سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربه‌گیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌کند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که از رگهای خونی بافت مغز منشا می‌گیرد بین 150 - 80 میلی‌لیتر متغیر است.عدم باز جذب این مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی می‌گردد که می‌تواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد.

بیماریهای مغزی
عامل بیماریهای عفونی مراکز عصبی ، باکتریها ، ویروسها و یا موجودات زنده میکروسکوپی دیگرند. در بعضی از این بیماریها مراکز عصبی خونی می‌شوند و در برخی دیگر سموم میکروبها که در جای دیگر بدن مستقر می‌شوند، به مراکز عصبی می‌رسند و آنها را دچار مشکل می‌کنند.

فلج اطفال یا پلیومیلیت
عامل این بیماری نوعی ویروس است که از طریق غذا و آبی که به مدفوع شخص بیمار آلوده باشند، به شخص سالم سرایت می‌کند. ویروس به نخاع می‌رسد و در آنجا به جسم سلولی نورونهای حرکتی آسیب کلی می‌رساند، و ماهیچه‌های تحت کنترل آنها فلج می‌شوند. با استفاده از واکسن می‌توان به راحتی از ابتلا به این بیماری جلوگیری کرد.

مننژیت مغزی
در اثر عفونت پرده‌های مننژ مغز یا نخاع حاصل می‌شود. انواعی از باکتریها باعث این بیماری می‌شوند. یک نوع از این باکتریها به نام مننگوکوک است. علایم بیماری مننژیت به طور ناگهانی بروز می‌کند. حرارت بدن دردناک می‌شود. مننژیت بیماری خطرناکی است و در صورت تاخیر در معالجه باعث مرگ می‌شود.

آنسفالیت
آنسفالیت یک بیماری ویروسی است. ویروس در بخشهای خاکستری مغز مانند بصل‌النخاع و مغز میانی جایگزین می‌شود. ویروسهای سرخک و اوریون نیز ممکن است به مغز برسند و آنسفالیت ایجاد کنند. آنسفالیت ممکن است حاد یا مزمن باشد. در حالت حاد سردرد ، حالت خواب آلودگی در روز و دوبینی عارض می‌شود.

بیماری هاری
میکروب این بیماری نوعی ویروس است که با گاز گرفتن سگ و یا گربه وارد بدن آدمی می‌شود. از زمان گاز گرفتن تا بروز بیماری 15 روز تا دو ماه طول می‌کشد.

  

مغز از قسمت های زیر درست شده است :


1- نیم كره های مغز

2- تالاموس و عقده های عصبی قاعده ای

3- مغز میانی

4- پل دماغی

5- مخچه

6- بصل النخاع


نیم كره های مغز
نیم كره های مغز دو عدد بوده كه از نظر نردبان تكاملی جدیدترین قسمت مغز می باشند. آنها هدیه اصلی خداوند به انسان بوده و تكامل آن از پستانداران از حدود پنجاه میلیون سال پیش شروع شده و در انسان نماهائی مانند « استرالوپیتكوس» به اوج خود رسید (2 میلیون سال پیش ) .

اختصاصی ترین صفت تكاملی ازدیاد تعداد یاخته های عصبی بوده كه پیشرفت شایان آن را در « هموهابیلیس» و « همواركتوس » می توان مشاهده كرد. دوران طلائی بزرگ شدن مغز در « نئاندرتال » « و هموساپینس» (حدود یكصد هزارسال پیش ) آغاز و به انسان ختم می شود.

بدون نیمكره های مخ، انسان جاندار بی شعوری بیش نیست. تكوین شعور انسان عبارت بوده است از ازدیاد یاخته ها ( نتیجتاً اضافه شدن وزن مغز ) و ارتباطات آنها با یكدیگر برای بهتر شدن قدرت پردازش اطلاعات محیطی و درونی . در « مرگ مغزی » این قدرت از بین میرود چون كل ساختار مغز مضمحل می شود. در درون نیمكره ها حفره هایی پر از مایع نخاعی و جود دارند كه بطن ها نامیده می شوند . دو نیمكره توسط جسم پینه ای به هم متصل می باشند كه در حقیقت ارتباط اصلی نرونهای دو نیمكره با هم می باشند.
تشریح مغز



قسمت های مختلف تشكیل دهنده نیمكره ها شامل قسمت های زیر است :

1- لوب پیشانی

2- لوب آهیانه ای

3- لوب پس سری

4- لوب گیجگاهی

5- لوب حاشیه ای

لوب پیشانی

لوب پیشانی مهمترین قسمت تكامل یافته مغز است. مخصوصاً در انسان و انسان نماها این قسمت فوق العاده وسعت پیدا كرده است. قسمت های خلفی لوب پیشانی ویژه فرمانهای حركتی بوده و از هم گسیختگی نسج این قسمت باعث از كار افتادگی یك اندام می شود. تحریك هر قسمت از اندامها و سر بر روی مكان مخصوصی از این نوار باریك وجود دارد، قسمتی از این ناحیه، كه بین دو نیمكره وجود دارد، مختص حركات اندامهای تحتانی می باشد. درقسمت قدامی ناحیه حركتی سرو دست مركز كنترل حركات چشم وجود دارد.

در نیمكره چپ، مركز حركتی تكلم درلوب پیشانی می باشد. از هم پاشیدگی نسوج این ناحیه باعث گنگی شده و بیمار قادر به گفتار نیست. آنچه از لوب پیشانی باقی می ماند عبارتست از ناحیه ای كه در جلو قرار داشته و مركز شعور ، منطق، تفكر و تا حدودی حافظه است. از بین رفتن این قسمت از مغز در دو طرف منجر به كم اهمیت دادن اصول اخلاقی شده و تصمیمات بیمار انفعالی می گردد. اگر آسیب بسیار شدید باشد خلاقیت حركات از بین رفته و ممكن است با حالت اغماء اشتباه شود. یكی از راههای درمان امراض روانی، در ابتدای سده حاضر، عبارت بود از تخریب دو طرفه قسمتهای عمقی لوب های پیشانی و تبدیل بیمار به فردی كه از نظر اجتماعی بیشتر قابل تحمل باشد. متأسفانه اثرات سوء این عمل جراحی باعث شد كه بعداً كمتر مورد استفاده قرار گیرد.
لوب آهیانه ای

وظایف لوب های آهیانه ای در طرف راست و چپ تا حدودی با هم فرق می كنند. علاوه بر تشخیص محل درد ، گرما، لمس و محسوسات عمقی در باریكه پشت شیار مركزی، لب آهیانه ای در طرف راست بینش فضائی را در شخص بوجود می آورد. عوارض عمقی لوب طرف راست منجر به از دست دادن جهت یابی فضائی فرد گشته و طرف چپ بدن را در كارهای روزمره فراموش می كند. به حوزه بینائی چپ توجه نكرده و مثلاً ریش خود را در طرف چپ نمی تراشد، چنین شخصی ردیابی فضائی خود را از دست می دهد. شدت عارضه در بعضی بحدی است كه بیمار عضوی در طرف چپ بدن خود را از یاد می برد و فكر می كند مربوط به شخص دیگری است. لب آهیانه ای در طرف چپ علاوه بر جهت یابی فضائی و محسوسات طرف راست، وظیفه تكلم را نیز بعهده دارد. اختلال در ریاضیات، محاسبه، تشخیص راست و چپ بدن، خواندن و نوشتن و تكلم پس از آسیب رسیدن به لوب آهیانه چپ دیده می شود.

لوب پس سری

لوب پس سری مسئولیت بینائی را عهده دار بوده و آسیب رسیدن به این ناحیه شخص را بطور كامل یا نافص نابینا می كند. یكی از بهترین محسوسات محیطی كه به وسیله آن مكانیسم پردازش اطلاعات در مغز به وسیله فیزلوژیست هائی مثل « هوبل » و « ویسل » در دانشگاه هاروارد برملا گشته عبارت است از « حس بینائی » این دو دانشمند به طور سیستماتیك پردازش اطلاعات را از شبكیه تا لوب پس سری دنبال كردند. كار اصلی این پژوهشگران عبارت بود از ثبت تحریك پذیری سلول های شبكیه، ایستگاه زانوئی و قشر خاكستری مخ ( سلول های ساده، پیچیده و فوق پیچیده ) در مناطق به اصطلاح 17 و 18 و19 « برودمن » لازم به یادآوری است كه « برودمن» پژوهشگری بود كه سطح مغز را از 1 تا 52 منطقه بر حسب انواع یاخته های قشر خاكستری طبقه بندی كرد. مثلاً منطقة 46 ویژه حافظه بوده و 44 بیان تكلم را به عهده دارد. « هوبل و ویسل» دریافتند كه به ترتیب كه اطلاعات از یك ایستگاه به ایستگاه دیگری منتقل می شده پیچیده تر و به حقیقت نزدیك تر می شود . مثلاً سلول های شبكیه و ایستگاه زانوئی فقط به بك نقطه نورانی پاسخ داده، درحالی كه سلول های ساده كورتكس بینائی تنها به یك نوار نورانی با محور خاص پاسخ می دهند. می توان تصور كرد كه این نوار از تعدادی نقطه نورانی درست شده است. بنابر این، سلول های ساده قشر خاكستری نسبت به یك نقطه نورانی بی تفاوتند. به همین ترتیب كه جلو برویم مشاهده می شود كه سلولهای پیچیده كورتكس توسط یك لبه نورانی تحریك می شوند كه محور مشخصی داشته ولی محل آن مهم نیست. بهترین، تحریك برای یك سلول فوق پیچیده یك گوشه است. با در نظر گرفتن بحث بالا، هر چقدر از منطقة 17 به طرف منطقه 19 می رویم وظیفه سلول ها پیچیده تر شده به تحریكی نوین پاسخ می دهند. این موضوع در تشخیص فاصله و رنگها بسیار صادق است.

لوب گیجگاهی

این لوب در طرف راست نقش مهمی از نظر هنر تشخیص رنگها و جوانب مختلف دستگاههای موسیقی داشته و در طرف چپ تأثیر مهم آن درتكلم انسان است. درك صداهای شنیده شده و پردازش دستوری گفتار و آماده كردن پاسخ شایسته، به وسیله لوب آهیانه چپ صورت می گیرد. آسیب رسیدن به لوب گیجگاهی گاهی باعث از بین رفتن توانائی نامگذاری افراد و اشیاء می شود. همچنین لوب های گیجگاهی راست و چپ با هم نقش مهمی در فعال نگهداشتن حافظه دارند.
دروازه اصلی ورود اطلاعات محیطی به مغز و ثبت آنها در گرو سلامتی لوب گیجگاهی است.

به نظر می رسد كه « هیپوكامپ» این ناحیه همگام با قسمت های دیگر لوب حاشیه ای نقش كلیدی در قبول یا رد اطلاعات داشته باشند. از این مكان است كه اطلاعات منتشر شده از محسوسات محیطی به نقاط دیگر مغز مخصوصاً لوب های پیشانی می روند. بخش دیگری از فیبرهای آورنده اطلاعات به لوب گیجگاهی از ساقه مغز و هسته « مینرت» می باشد.

از بین رفتن « هیپوكامپ » منجر به عدم توانائی انسان در تثبیت حافظه شده و شخص قدرت انتقال اطلاعات رابه سایر نقاط مغز از دست می دهد.

اگر انسانی هر دو لوب گیجگاهی مخصوصاً دو « هیپوكامپ » را از دست بدهد برای همیشه قدرت ثبت اطلاعات از محیط را برای یادآوری در دراز مدت از دست خواهد داد. در ام- آر- آی روبرو هر دو لوب گیجگاهی به خاطر انسفالیت آسیب دیده و قدرت حافظه بیمار شدیداً صدمه دیده است. حس شامه نیز با لوب گیجگاهی ارتباط دارد.

لوب حاشیه ای

لوب حاشیه ای از قدیمی ترین قسمتهای مغز بوده و وظیفه اش بیان غرایض جنسی و تأمین احتیاجات احساسی و تنازع بقاست. لوب حاشیه ای در اصطلاع به « مغز اول » مشهور شده و از اینجاست كه تمام اطلاعات پس از بررسی و فیلتر شدن می توانند به سایر نقاط مغز رسوخ كنند. احساس امنیت درونی با وجود لوب حاشیه ای امكان پذیر است. اینجا محل احساسات قلبی و فردی و عشق و دلدادگی است. با تكیه به « مغز اول » است كه انسان كاری را انجام داده و سپس با مراجعه به منطق و « مغز جدید» یا « نئوپالیوم » پشیمان می شود. در این مكان است كه موجود برای حفظ خود و خانواده حاضر است به استدلال كم محلی كند. كنترل اصلی سلسله اعصاب نباتی هنگام جنگ و ستیز یا پشیمانی و غم و اندوه در دست « مغز اول » یا « آركی پالیوم » می باشد. بالاخره زبان اصلی نهفته در نگاه افراد به یكدیگر كه حاصل آن دوست داشتن فردی و یا تنفر از فردی دیگر می شود در لوب حاشیه ای است.

تالاموس

تالاموس توده ای از سلولهای عصبی با اندازه های مختلف است كه وظیفه پردازش و هم آهنگ كردن پیامهای حسی را در ارتباط با فعالیت های حركتی داشته و دراین خصوص با گره های عصبی قاعده جمجمه، قشر خاكستری مغز و مخچه در تماس دائم می باشد. تالاموس نیز نقش بی نهایت مهمی در دریافت درد و محسوسات محیطی دارد. آسیب یك طرفه به تالاموس باعث كرخ شدن طرف مقابل بدن و آسیب دو طرفه، بیمار را به حالت بیهوشی می برد.

گره های عصبی قاعده مغز

هسته های دم دار و عدسی شكل از مهمترین گره های عصبی قاعده مغز می باشند كه ارتباط تنگاتنگ با تالاموس، قشر خاكستری مغز و مخچه داشته و عملكرد اصلی آنها تنظیم فعالیت های حركتی ماهیچه ها بوده و در تداوم حركات آنها نقش مهمی دارند.

نارسائی گره های عصبی قاعده مغز باعث لرزش های غیرارادی و سفتی و كمی تحریك ماهیچه ها شده و تابلوئی شبیه مرض پاركینسون را بوجود می آورد.


ساقه مغز

از نظر تكاملی ساقه مغز یكی از قدیمی ترین قسمت های سلسله اعصاب بوده كه علاوه بر حفظ هوشیاری و كنترل خواب، تنفس و گردش خون، محل گردهم آئی اعصاب جمجمه ای نیز می باشد كه در تعیین تكلیف مرگ مغزی بسیار پراهمیت اند. اندازه و پاسخ مردمك ها به نور، رفلكس های قرینه و سرفه، حركات چشمها، زبان، صورت، حلق و حنجره نیز عمدتاً توسط ساقه مغز كنترل می شود. ساقه مغز گذرگاهی است دو طرفه برای گذشتن محسوسات از محیط خارج به طرف مغز و آوردن پیامهای عصبی از مغز و ساقه مغز به طرف نخاع و اندامها.

ساقه مغز محلّ تمركز و پخش پیام های مهم و ابرانی به اقصی نقاط نخاع برای حفظ و كنترل قوام ماهیچه ها است كه نهایتاً بر روی رفلكس های وتری نیز تأثیر می گذارند. این پیامها، به طور مستقیم و غیر مستقیم، از هسته های ساختمان مشبك در سطح « پل دماغی » و « بصل النخاع » و « مغز میانی » نشأت گرفته و به همراهی پیام های « هسته های قرمز » و « هسته های گوش داخلی » بر روی « نرون های حركتی گاما » سرازیر می شوند. تحریك نرون های حركتی گاما، به طور غیر مستقیم ، پس از تحریك « نرون های حركتی آلفا » قوام ماهیچه ها را زیاد كرده و آنها را سفت می كند. در این گونه موارد رفلكس های وتری نیز تشدید می شوند. هرگاه مغز از بین رفته ولی ساقه مغز از مغز میانی به پائین در حیات باشد، رفلكس های وتری بسیار شدت یافته و ماهیچه ها آنقدر سفت می شوند كه دست ها و پاها سیخ شده حالت « دِسِرِ بره» به خود می گیرند، یا اینكه دست ها از آرنج خم شده و پاها سیخ می شوند كه به این حالت « دكورتیكه» گویند. به تدریج كه ساقة مغز وظایف خود را از دست داد، قوام ماهیچه نیز از بین رفته آنها لَخت می شوند. در این زمان رفلكس های وتری نیز وجود ندارند. این حالت در « مرگ مغزی » به خوبی می شود به طوری كه تمام ماهیچه ها شل بوده و رفلكس ها ناپدید گشته اند چون تمام ساقه مغز از كار افتاده است.

ساقه مغز از قسمتهای زیر تشكیل شده است.


مغز میانی

پل دماغی

بصل النخاع

1- مغز میانی

بخش های مهمی از مغز میانی كه در مرگ مغزی اهمیت دارند عبارتند از : ساختمان مشبك كه مسئول حفظ سطح هوشیاری بوده، پایك های مغزی كه از الیاف و ابران حركتی درست شده اند و اعصاب جمجمه ای سه و چهار كه حركات چشمها، اندازه و پاسخ مردمك ها را به نور به عهده دارند. آسیب دو طرفه به ساختمان مشبك باعث حالت اغماء شده و اگر پایكهای مغز آسیب ببینند فلج اندامها و در مورد اعصاب سه و چهار ضعف حركات چشم ها و بزرگ شدن مردمك ها با عدم پاسخ به نور را موجب می شود و اگر آسیب بسیار شدید باشد حركات چشم عروسكی نیز از بین می روند. پس به این ترتیب با معاینه و تعیین سطح هوشیاری، حركات و مردمك های چشم و قدرت اندامها می توان به سالم بودن مغز میانی پی برد.

2- پل دماغی

اجزاء مهم پل دماغی عبارتند از : قسمت دیگری از ساختمان مشبك، اعصاب جمجمه ای پنج، هسته عصبی شش و هفت و الیاف مرتبط كننده مخچه به سلسله اعصاب مركزی.

آسیب دو طرفه به دو سوم فوقانی ساختمان مشبك پل دماغی باعث حالت اغماء شده و گرفتاری عصب شش، حركات چشمها را در محور افقی مختل و آسیب به عصب پنج باعث از بین رفتن حس قرنیه و رفلكس قرنیه می شود. بنابر این می توان با در نظر گرفتن سطح هوشیاری بیمار، حركات كره چشم و صورت و رفلكس قرنیه به و ضعیت تشریحی آن پی برد.

3- بصل النخاع

این قسمت از ساقه مغز از ساختمان مشبك، مراكز كنترل تنفس و گردش خون، اعصاب جمجمه ای 9، 10،11،12 و الیاف حسی و حركتی ای كه مخچه، نخاع، ساقه مغز و نیمكره ها را به یكدیگر مربوط می كنند درست شده است. در بصل النخاع، ساختمان مشبك نقشی در تأمین سطح هوشیاری نداشته و بلكه آسیب به این قسمت از مغز به صورت نارسائی شدید و تنفس و گردش خون خود را نشان داده و رفلكس سرفه از بین می رود. در صورتی كه بیمار هوشیار باشد، قدرت بلع در او از بین خواهد رفت.

مخچه

مخچه درست در پشت سر و در قسمت خلفی پل دماغی و بصل النخاع قرار گرفته است. در حقیقت مخچه جعبه سیاه سلسله اعصاب مركزی بوده كه تعادل انسان را كنترل كرده سرعت و دامنه حركات را طوری تنظیم می كند كه آنها بدون نقص باشند. مخچه در ارتباط دائم با گیرنده های حسی محیطی و جمجمه ای بوده و از طریق مغز میانی و پل دماغی پیوسته وضعیت تعادل بدن را در اختیار تالاموس، گره های عصبی قاعده مغز و قشر خاكستری می گذارد.

سه منبع اصلی ارتباط مخچه با اطلاعات محیطی عبارتند از :

1- پیام هائی كه از نخاع به مخچه می رسند و نقطه شروع آنها در ماهیچه ها، زردپی ها، پوست و مفاصل است. این پیام ها به سرعت مخچه را از وضعیت اندام ها، مخصوصاً اندام های تحتانی، در فضا آگاه می سازند. توسط همین پیام هاست كه انسان دائماً بررسی كرده و حركات را ظریف تر می سازد. اشكال در این سیستم باعث تلوتلو خوردن شخص هنگام راه رفتن می شود. كرمینه قسمتی از مخچه است كه پردازش اطلاعات فوق را در دست دارد.

2- پیام هائی كه از گوش درونی به مخچه رسیده و دائماً آن را در جریان موقعیت فضایی سروگردن قرار می دهند. به وسیله این اطلاعات مركز ثقل انسان درون سطح مقطع بدن بر روی زمین قرار می گیرد. كنترل اصلی تعادل حركات چشمها و محور عمودی بدن از وظایف این سیستم است. حفظ تعادل در حركات مستلزم چرخشی سلامتی این قسمت از مخچه است كه در قاعده آن قرار دارد.

3- اطلاعاتی كه از مغز رسیده و نقش اصلی كنترل حركات ظریف اندام ها ( مخصوصاً دست ها ) را به عهده دارند. اختلال در این سیستم باعث شلختگی در حركات مهارتی می شود. نیمكره های مخچه همگام با مغز در این مورد به انسان یاری می كنند. عملكرد مخچه در بیماری كه به حالت اغماء است از اهمیت كمتری برخوردار است.

جریان خون مغز

خون رسانی به مغز توسط سرخرگ های سبات و مهره ای صورت می گیرد كه مجموعاً چهار عدد بوده و حدود یكهزار سانتی متر مكعب در دقیقه به مغز خون می رسانند. این میزان بسیار زیاد خون مبین سرعت متابولیسم بالای مغز بوده و نیاز شدید به اكسیژن و گلوكز است. زمان جریان خون از سرخرگ های سبات تا سیاهرگ های وداج حدود ده ثانیه است. قطع كامل جریان خون مغز پس از مدت پنج تا ده ثانیه منجر به بیهوشی می شود و اگراین زمان از ده دقیقه بیشتر شود نسج مغز از بین می رود.

ساختمان مشبک

یكی از سری ترین مناطق سلسلة اعصاب مركزی، ساختمان مشبک است كه درست در مركز ساقه مغز قرار داشته و از بصل النخاع تا قسمت فوقانی مغز میانی كشیده می شود. كمتر جائی از سلسله اعصاب مركزی است كه ساختمان مشبک در آن دست نداشته باشد . ساختمان مشبک از تعداد زیادی سلول به اندازه های مختلف درست شده كه زوائد آنها نسبتاً كوتاه می باشند. علاوه برساقه مغز، نخاع، مخچه، اعصاب جمجمه ای،گره های عصبی قاعده مغز ، تالاموس و نیمكره ها همه با ساختمان مشبک ارتباط دارند. علاوه بر این كه ساختمان مشبک قدیمی ترین قسمت سلسله اعصاب مركزی است، دركنترل خواب، قوام ماهیچه ها « تن ماهیچه ای» و درد نیز نقش كلیدی دارد ولی وظیفه اصلی آن برقرار داشتن سطح هوشیاری است. هرگونه ضایعه نسجی، حتی یك میلی متر، اگر دو طرفه باشد و در ساختمان مشبک اتفاق افتد منجر به از دست رفتن هوشیاری می شود.

بطن های مغز

درون مغز انسان حفره هائی وجود دارند كه بطن نامیده می شوند. دو بطن در نیمكره ها و بطن سوم بین گره های عصبی قاعده مغز، بطن چهارم در پشت ساقه مغز بوده كه مخچه آن را می پوشاند. درون بطن های مغز مایع مغزی نخاعی وجود دارد كه درون بطن ها و روی سطح مغز درجریان است تا جذب شود . وزن مغز درون مایع مغزی نخاعی حدود 50 گرم است .

پوشش های مغز ، مخچه و ساقه مغز

این قسمت ها توسط سخت شامه و دو لایه نرم شامه پوشانیده شده است كه وظیفه حفظ و حراست آن را به عهده دارند

 آشنایی با  10واقعیت جالب در باره مغز انسان
مغز انسان پیچیده ترین و حساس‌ترین بخش بدن انسان است. ممکن است چیزهای بسیاری در مورد این فرمانروای بدن وجود داشته باشد که علم بشری تا کنون در مورد آن بی‌اطلاع است، اما در اینجا ما چند واقعیت جالب که تاکنون دانشمندان به آن دست یافته اند را بیان می‌کنیم.آشنایی با واقعیتهای جالب در باره مغز انسان

۱. تکانه های عصبی (Nerve impulses) در مسیر مغز سرعتی حدود ۱۷۰ مایل در ساعت دارند. به همین خاطر است که شما می‌توانید خیلی سریع به چیزهایی که در اطراف شما اتفاق می‌افتد واکنش نشان دهید.

 

۲. در اطراف مغز به اندازه ای که بتواند یک لامپ ۱۰ واتی را روشن کند، برق وجود دارد. پس تصویر کارتونی لامپ روشن در بالای سرتان وقتی که فکر بزرگی به ذهن‌تان می‌رسد، چندان هم بی‌ربط نیست. حتی زمانی که شما در حال خواب هستید مغز شما به همان اندازه که لامپ کوچکی را روشن کند انرژی تولید می‌کند.

۳. مغز انسان می‌تواند ۵ برابر تمام اطلاعات دائره المعارف بریتانیکا و یا هر دانشنامه دیگری را نگه دارد. دانشمندان هنوز به یک مقدار قطعی در این مورد نرسیده اند، اما ظرفیت ذخیره سازی مغز در شرایط الکترونیکی تصور می شود تا ۱،۰۰۰ ترابایت باشد. آرشیو ملی بریتانیا، حاوی بیش از ۹۰۰ سال از تاریخ، تنها طول ۷۰ ترابایت است. کمی به قدرت حافظه مغز خود فکر کنید،حالا می‌توانید به نظریه تکامل بخندید!

۴. مغز شما از ۲۰٪ اکسیژنی که وارد جریان خون شما می‌شود، استفاده می‌کند. مغز تنها در حدود ۲٪ از جرم بدن ما را تشکیل می‌دهد، با این حال اکسیژن بیشتری از هر ارگان دیگری در بدن مصرف می‌کند، و در صورتی که به آن اکسیژن نرسد در معرض آسیب مربوط بیشتری قرار می‌گیرد. بنابراین با کشیدن نفس عمیق مغز خود را شاد نگه دارید!

  ۵. مغز در شب بسیار بیشتر از طول روز فعال است. منطقی، حتما شما فکر می‌کنید که چون شما روزها به همه جا می‌روید، محاسبات پیچیده انجام می‌دهید و وظایف روزمره خود را به انجام می‌رسانید و مطالب وبگاه ایران آتا را می‌خوانید و در کل روزها بیشتر از شب ها فعالیت انجام می‌دهید مغزتان از حداکثر قدرت خود استفاده می‌کند و حتما شب‌ها هم می‌خوابد! اما قضه برخلاف تصور شما است. هنگامی که شما می‌خوابید، مغز شما روشن می‌شود. دانشمندان هنوز به علت این قضیه پی نبرده اند. اما شما می‌توانید از مغزتان سپاسگذار باشید که وقتی شما می‌خوابید و خواب‌های خوش می‌بینید، مغز دارد کار می‌کند.

۶. دانشمندان می گویند کسانی که I.Q بالاتری دارند، خواب‌های بیشتری می‌بینند. البته اینکه شما زیاد خواب نمی‌بینید نمی‌توالند دلیلی بر داشتن ذهن ضعیف باشد. بسیاری از ما خواب‌های خودمان را به یاد نمی‌آوریم و معمولا تنها چند ثانیه از خواب در یادمان می‌ماند.

۷. سلول‌های عصبی در طول زندگی انسان رشد می‌کنند. برای سال‌ها دانشمندان و پزشکان تصور می‌کردند که بافت مغز و عصبی نمی‌توانند رشد یا بازسازی شوند. در حالی که آن‌ها پی بردند که این سلول‌ها نیز همانند دیگر سلول‌های بافت‌های نقاط دیگر بدن عمل می‌کنند، نورون‌ها می‌توانند در طول عمر خود رشد کنند و تکثیر شوند.

  ۸. اطلاعات با سرعت‌های مختلف با انواع مختلف سلول‌های عصبی ذخیره می‌شوند. تمام نورون ها یکسان نیستند. چند نوع مختلف از نورون در بدن ما وجود دارد که سرعت انتقال آنها از ۰.۵ متر در ثانیه تا همان سرعت ۱۲۰ متر بر ثانیه است.

۹. مغز خودش نمی‌تواند درد را احساس کند. زمانی که انگشت‌تان زخمی می‌شود یا می‌سوزد، مغز خودش گیرنده درد ندارد و نمی‌تواند درد را احساس کند. این بدان معنی نیست که سر شما آسیب نمی‌بیند. مغز توسط بافت‌های عصبی و عروق خونی می‌تواند پذیرای درد زیادی باشد به طوری که سردرد شدیدی شما را احاطه کند.

۱۰. بیش از ۸۰% مغز آب است. مغز شما همان توده خاکستری رنگ که در تلویزیون دیده‌اید نیست. بافت زنده مغز تقریبا صورتی رنگ و ژله‌ای مانند است و محتوای آب بالایی است. پس دفعه بعد که شما احساس کم‌آبی کردید با نوشیدن یک لیوان آب مغز خود را آبیاری کنید!

  

آیا می‌دانید مغز انسان چه مقدار فضای ذخیره‌سازی دارد؟

 

 

  اجازه دهید همین ابتدا بگویم که اگر به دنبال عدد و رقم هستید باید بدانید که مغز انسان

آن‌چنان قابلیت ذخیره‌سازی عظیمی دارد که پُرکردن ذهن او حتی اگر تمام چیزهایی که

درطول مدت زندگی‌اش دیده، شنیده ویا انجام داده را به خاطر بیاورد، امکان‌پذیر نمی‌باشد.

اما بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که اکثر مغزها ظرفیت ذخیره‌سازی درحدود ۲٫۵ پتابایت را دارند که این مقدار برابر با ۲٫۶ میلیون گیگابایت است. برای اینکه تصویری واضح‌تر از این مقدار داشته باشیم بد نیست بدانید اکثر دیسک‌های بلوری، ظرفیت ذخیره‌سازی درحدود ۵۰ گیگابایت دارند یعنی اگر مغز انسان یک ضبط کننده دیجیتال بود می‌توانست چیزی حدود ۳ میلیون ساعت نمایش تلویزیونی در خود ذخیره کند.

برخی دیگر از نکات جالبی که احتمالا درباره حافظه خود نمی‌دانستید به شرح زیر است:

- حداقل ۱۴ نوع مختلف حافظه شامل ادارکی، فرهنگی، مرحله به مرحله، حافظه گردآوری کننده و … وجود دارند.

- درسال ۲۰۰۹ گوگل روزانه ۲۴ پتابایت اظلاعات را مورد پردازش قرار داده بود.

- مطالعات نشان می‌دهد که نوزادان ۶ ماهه می‌توانند بعد از وقفه ۲۴ساعته به یادآوری اتفاقات و اطلاعات بپردازند.

 

 



حقیقت عجیب درباره مغز

 10 حقیقت عجیب درباره مغز

 
مغز انسان به عنوان مرکز سیستم عصبی یکی از پیچیده ترین بخش های بدن انسان است که شاید به جرات بتوان گفت این اندام تا کنون بیشترین اسرار بیولوژیکی بدن انسان را در خود نهفته و دانشمندان برای درک بسیاری از این اسرار همچنان در حال مطالعه و توسعه ابزارهای جدید مطالعاتی هستند.

مغز انسان به اندازه ای پیچیده است که بالغ شدن آن 20 سال زمان خواهد برد.

جنین انسان درون رحم می تواند در هر ثانیه هشت هزار سلول جدید به وجود بیاورد.

در لحظه ای که انسان متولد می شود، تمامی سلول هایی که برای یک عمر زندگی به آنها نیاز دارد را در اختیار دارد.

مغز انسان پیچیده ترین پدیده ای است که تا کنون در جهان هستی شناسایی شده است.

نوزادان می توانند پس از گذشت چند ساعت از زمان تولد خود، صورت مادرشان را شناسایی کنند.

جنین درون رحم از قدرت بینایی برخوردار است اما همه چیز را سیاه و سفید می بیند، چشم جنین به اندازه ای حساس است که می تواند نور به شدت ضعیفی که از میان شکم مادر به درون نفوذ می کند را ببیند.

انسان در دقیقه 20 بار پلک می زند که هر پلک زدن نیم ثانیه زمان نیاز دارد. با روی هم گذاشتن این دقایق می توان گفت انسانها یک ساعت در روز را در تاریکی سر می کنند.

هر سلول مغزی با سلول مغزی دیگر در حدود 10 هزار اتصال برقرار می کند.

فراگرفتن حفظ تعادل و سازگار کردن اندامهای بدن با یکدیگر به اندازه ای پیچیده است

 که تعداد سلول های موجود در مناطقی از مغز که به این کار اختصاص دارد، برابر مابقی سلول های باقیمانده در دیگر نواحی از مغز است.

غواصان جوان در تایلند به مردمک های چشمهای خود یاد داده اند تا در زیر آب برای تمرکز بر روی اجسام به جای بزرگتر شدن، منقبض شوند. همه کودکان می توانند این مهارت را از سنین بسیار کوچکی بیاموزند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
furozan
یکشنبه 2 آذر 1393

 پدیدهٔ کِشَند یا جزر و مد اساساً زاییده نیروی گرانش کره ماه است، آشکار است که دریاها در سنجش با خشکی‏های زمین نرمش‌پذیری بیشتری دارند و از این روی در برابر نیروی کشش ماه کمتر ایستادگی می‏کنند، به همین مناسبت توده‏های آب در زیر پای ماه انباشته می‏گردند و پدیده‏ای را به نام  «برکشند» (مد) ایجاد می‏کنند.

jazr o mad 300x163 جزر و مد چیست؟

هم‌زمان با «برکشند» رو به ماه، «برکشند» دیگری در آن سوی کره زمین ایجاد می‏گردد بدین‏سان که آبهای آن سوی کره زمین که از ماه بدورند، کمتر متأثر گردیده و به اصطلاح عقب می‏مانند و آب توده کلانی را ایجاد می‏کنند، بنابراین روزانه هر نقطه از سطح دریا دوبار دستخوش برکشند و دو بار هم دستخوش «فروکشند» (جزر) می‏گردد.

منشأ جزر و مد

20111130102132443 033 1 جزر و مد چیست؟

      اساسا جزر و مد بر اثر نیروهای برهمکنش جاذبه‌ای و سینماتیکی دستگاه زمین- ماه- خورشید بوجود می‌آید. تأثیرات خورشید و ماه بر روی زمین تئوری تعادلی جزر و مد را مشخص می‌کند. نیروی مولد جزر و مدی سایر اجسام سماوی به علت دوری فاصله یا کوچکی جرم قابل چشم پوشی هستند. جزر و مدها اثر قابل ملاحظه‌ای در پارامتر های مداری دستگاه زمین ـ ماه را دارند. حرکت ماه را در بررسی دقیق جزر و مد دخیل می‌دانند. کل نیروهای مولد جزر و مد کوچک است. نیروی اساسی مولد جزر و مد مربوط به ماه است.

به‏طور میانگین بازه زمانی میان دو برکشند و فروکشند پیاپی ۱۲ ساعت و ۵/۲۵ دقیقه است، درست نیمه زمانی که طول می‏کشد، تا ماه ظاهراً یک دور کامل گرد زمین بپیماید یعنی ۲۴ ساعت و ۵۱ دقیقه.

کشند همراه با حرکت ظاهری ماه از افق شرقی ناظر، به سمت افق غربی او پیش می‏روند.  اثر گرانش خورشید در کشند نسبت ‏به ماه در رده دوم اهمیت‏ برخوردار است، زیرا بازه آن بیشتر (فاصله خورشید از زمین یکصد و پنجاه میلیون کیلومتر) است، از این‏رو نسبت نیروی کشندزای خورشید تنها پیرامون ۷ درصد نیروی ماه است.

      هنگامی که نیروهای کشندزای ماه و خورشید هماهنگ عمل می‏کنند، مثلاً هنگام ماه نو که هر دو در یک طرف زمین هستند، جزر و مدها در بیشینه خود هستند و به نام کشند بهاری یا «مهکشند» (spring tide) نامیده می‏شود، حد دیگر وقتی است که خورشید و ماه باهم زاویه ۹۰ درجه (تربیع) می‏سازند در این هنگام جزر و مد را به کمینه و به کشندهای کوچک یا «کهشکند» (neap tide) بدل می‏سازند.

      نزدیکی ماه نیز تأثیری در بلندی کشند دارد، هنگامی که ماه در فرودینه زمینی قرار دارد نیروی کشندزای آن به اندازه ۲۰% بیش از حد عادی است.

496015 774 300x225 جزر و مد چیست؟

گرانش ماه سبب می‏شود افزون بر آماسیدن آبهای کره زمین، خشکی‏ها نیز دستخوش تورم گردند که در سنجش با آماس آبها نامحسوس است.

نیروی برآمده از گرانش ماه و لنگری که از جانب انباشته شدن آبها به وجود می‏آید، سبب می‏شوند چرخش محوری زمین به آرامی ایست (ترمز) کند و بدین‏سان بر طول شبانه‏روز زمینی می‏افزایند.

نظریات دانشمندان در مورد پدیده جزر و مد

      پدیده ی جزر و مد مورد توجه ایرانیان باستان بوده، چنانکه بیان    می کردند که دو « باد» از پیش (جانب) ماه می وزد، یکی را «فرود آهنج » (جزر) و دیگری را « بر آهنج» (مد)  می خوانند، طبیعیدانان و جغرافیدانان دوره اسلامی نیز به سبب کنجکاوی علمی و نیز تاثیر جزر و مد بر زندگی ساکنان شهرهای حاشیه ی دریاها و اقیانوسها در قلمرو اسلامی، به این پدیده توجه داشته اند.

      عقاید دانشمندان مسلمان درباره جزر و مد تا حدود زیادی متاثر از آرای جغرافیدانان، دریانوردان و اخترشناسان یونانی بوده است. بسیاری از طبیعیدانان و اخترشناسان یونانی به درستی آگاه بودند که جزر و مد عمدتاً ناشی از تاثیر ماه بر آب اقیانوسها و دریاهاست.

اراتستن ( منجم یونانی، ۲۷۳، ۱۹۲ ق.م) در توضیح نوسانات سطح آب دریاها، به ویژه در تنگه ها، اشاره کرده است که هنگام طلوع و غروب ماه، مد آغاز می شود و پس از گذر ماه  از نصف النهار بالایی یا پایینی ناظر، پایان می یابد و جزر آغاز می شود.

      به نقل ادریسی ( متوفی ۵۶۰، ج ۱، ص ۹۳) ساطوطس  ( شاید منظور ساتوروس، حکیم یونانی و معلم طب جالینوس، باشد) عقیده داشت که امتلاء ماه ( کامل شدن ماه ) سبب افزایش دامنه جزر و مد می شود. برخی از یونانیان عقایدی شبه علمی یا موهوم درباره جزر و مد داشتند، چنانکه ثاوفرسطوس (۳۲۳-۲۸۷ ق.م) وزیدن باد را منشاء جزر و مد می دانست.

ادریسی نقل کرده است که ارسطو و ارشمیدس خورشید را موجب حرکت بادها و ایجاد جزر و مد می دانستند.

پومپونیوس ملا، جغرافیدان اسپانیایی اگر چه ماه را بر جزر و مد مؤثر می دانست، دو فرضیه دیگر نیز مطرح کرد: جزر و مد نتیجه تنفس زمین یا تاثیر حفره های آن بر آب دریاهاست.

در دوره اسلامی نیز نظریات مشابهی مطرح شد. می دانیم که حنین بن اسحاق اثری مستقل به نام کتاب فی المد و الجزر داشته است.

      طبیعیدانان و جغرافیدانان دوره اسلامی فرضیه های گوناگونی درباره منشاء جزر و مد مطرح کرده اند که بخش عمده ای از آنها را مسعودی در مروج الذهب آورده است. یعقوب بن اسحاق کندی و ابومعشر بلخی از نخستین طبیعیدانان دوره اسلامی اند که به موضوع جزر و مد پرداخته اند. کندی در رساله فی‌العِلَّه الفاعِلَه لِلمَدِّ و الجزر، ماه را مهم ترین علت جزر و مد و نور آن را موجب گرمی و انبساط آب دریاها (مد) دانسته است. وی در این رساله جزر و مد را بیشتر از دیدگاه فلسفی بررسی کرده است. بعدها کتاب کندی به اروپا رفت و رابرت گروستست، دانشمند انگلیسی از آن استفاده فراوان کرد. 

ابو معشر بلخی با بررسی علمی و مفصل جزر و مد، به درستی اعتقاد داشته که جزر و مد نتیجه       « کشش» ماه است. او تاثیر ماه را بر دریاها شبیه تاثیر « سنگ مغناطیس» بر آهن دانسته است که به دلیل طبعش آهن را جذب می کند.

      در دوره اسلامی افزون بر توصیفهای علمی، برخی دلایل شبه علمی نیز برای جزر و مد مطرح کرده اند، چنانکه برخی از طبیعیدانان دوره اسلامی از دیدگاه طبیعیات قدیم، ماه را بر جزر و مد مؤثر می دانستند، مثلاً، به نوشته مسعودی گروهی عقیده داشتند که ماه از جنس آب یا رطوبت است و آب دریاها را مانند آبی که در یگ جوش می آید و سر می رود، گرم و منبسط می کند. گروهی هم این نظر را رد می کردند، زیرا به عقیده آنان حتی خورشید با آنکه از ماه گرمتر است، عامل جزر و مد نیست، بلکه درون زمین پیوسته بخارهایی به وجود می آید که با افزایش آنها آب دریاها دفع می شود و مد رخ می دهد و با کاهش آنها جزر.

      به نظر برخی، هوای بالای دریا پیوسته به آب تبدیل می شود و با زیاد شدن آب دریا مد رخ   می دهد، سپس آب دریا تغییر و تنفس می کند و دوباره به هوا تبدیل می شود و این امر پیوسته ادامه دارد. هنگامی که ماه پر می شود ( هنگام بدر) هوا بیشتر از معمول به آب تبدیل می گردد و در حقیقت مهتاب علت فزونی ( دامنه جزر و مد ) است ولی علت اصلی آن نیست، چنانکه ممکن است ماه در محاق باشد و جزر و مد رخ دهد.

ابومعشر نظر کسانی را که عقیده داشتند جزر و مد به سبب تنفس دریاهاست با چهار دلیل رد کرد، از جلمه اینکه اگر جزر و مد نتیجه تنفس دریا باشد باید به صورت ثابت و منظم و بدون تغییر شدت رخ دهد، زیرا حالت « اشیاء» طبیعی تغییر نمی کند، در حالی که در مورد جزر و مد چنین نیست. از این گذشته دلیلی بر هماهنگی تنفس دریا با پدیدار شدن ماه، تغییرات ارتفاع و غروب آن وجود ندارد.

      از ابن عباس نقل شده که فرشته ای نگهبان دریاست؛ هنگامی که پایش را در آب بگذارد مد و چون در آورد جزر می شود (مقدسی، ص ۱۲۴).

ابوریحان بیرونی نوشته است که عامه مردم هند اعتقاد دارند که جزر و مد به دلیل تنفس دریاست، چنانکه به اعتقاد مانی جزر و مد نتیجه تنفس شیطانی در دریاست، اما عالمان هند مراحل روزانه جزر و مد را مرتبط با طلوع و غروب ماه و تغییر ماهانه آن را به سبب فزونی و کاستی قرص ماه می دانند، بی آنکه از علت طبیعی این دو پدیده باخبر باشند.

ابومعشر و کندی نیز به مانند اراتستن به درستی آگاه بودند که به دلیل تاثیر ماه، در هر شبانه روز دو بار مد و دو بار جزر رخ می دهد و آن را مد روزانه ( یومی) نامیدند. (کندی، ج ۲، ص ۱۳۱ و ابومعشر بلخی، ص ۱۷۴).

      به عقیده کندی علت دو بار جزر و مد روزانه این است که تاثیر رسیدن ماه هر وتدی متصاد وتد قبلی است. در نتیجه، رسیدن ماه به افق مشرق و مغرب ( ابتدای مد) مخالف وضعیت رسیدن ماه به نصف النهار بالایی و پایینی ( ابتدای جزر) است، ابومعشر( ص ۱۷۷-۱۷۹) بر مبنای طلوع و غروب ماه، چند رابطه ریاضی برای محاسبه زمان جزر و مد آورده است. وی برای پی بردن به شدت جزر و مد هشت عامل برشمرده که شش مورد آنها به ماه ارتباط دارند، از جمله بعد ( فاصله زاویه ای) ماه از خورشید، فاصله ماه با زمین و موقعیت ماه در بروج مختلف، وی طول شب و روز و بادهای قوی را نیز بر جزر و مد مؤثر دانسته است.

ابومعشر در توصیف جزر و مد روزانه به این نکته اشاره کرده است که به دلیل حرکت ماه در آسمان، زمان طلوع و غروب ماه (در نتیجه زمان جزر و مد) تغییر می کند، از سوی دیگر به دلیل تفاوت طول جغرافیایی مکانهای مختلف ممکن است آغاز مد در مکانی مقارن با آغاز جزر در مکانی دیگر باشد. هنگام مد، حرکت آب دریا از پایین به بالا و همراه با بادهای شدید است و هنگام جزر آب فروکش می کند و باد می ایستند، اما در ساحل هنگام مد، آب ارتفاع می گیرد و جاری می شود و در جزر دوباره به دریا باز می گردد. تغییرات مدی را که با چرخه هلالی ماه مرتبط بود، مد شهری (ماهانه)  می نامیدند. ابومعشر به درستی نوشته است که از اجتماع (مقارنه ماه با خورشید) تا تربیع اول، از قدرت مد کاسته می شود و دوباره تا بدر، افزایش و سپس تا تربیع دوم کاهش می یابد، همچنین می افزاید که قدرت مد در بدر بیشتر از مقارنه و در تربیع اول بیشتر از تربیع دوم است.

     در دوره اسلامی، علاوه بر مد روزانه و ماهانه، دو گونه مد دیگر را نیز تعریف می کردند که به ماه ارتباطی نداشت؛ مد عرضی به معنای بالا آمدن آب رودها و نهرها به دلیل ورود مواد یا آب به آنها، و مد سنوی ( سالانه) که به بالا آمدن آب دریا در وقت محدود و معینی از سال به دلیل وزیدن باد گفته می شد. کندی، دلیل پدید آمدن مد سالانه را تغییر موقعیت خورشید در آسمان دانسته است. به عقیده او اگر میل خورشید شمالی باشد، باد به سوی جنوب می وزد و برعکس. 

منجمان و جغرافیدانان دوره اسلامی به تفاوتهای جزر و مد در دریاهای مختلف توجه داشته اند، چنانکه ابومعشر و معسودی دریاها را به سه گروه با جزر و مد آشکار، نا آشکار یا اندک، و بدون جزر و مد رده بندی کرده اند. ابومعشر هر کدام از دریاهای با جزر و مد نا آشکار و بدون جزر و مد را نیز به سه زیر گروه رده بندی کرده است. وی در توصیف دریاهایی با جزر و مد نا‌ آشکار می نویسد که در دریاهای مرتبط باهم اگر آب دریای « بالا دست» به سمت « پایین دست» حرکت کند، مد آشکار نمی شود. اما ابن رشد این موضوع را علت همه جزر و مدها می داند.

در رده بندی های ابومعشر و مسعودی، دریاچه ها جزء دریاهای بدون جزر و مد هستند. در متون تاریخی به دریای خزر اشاره شده است که با هیچ دریایی ارتباط ندارد و در آن جزر و مد روی نمی دهد ( حمدالله مستوفی، ص ۲۳۹).

جغرافی نویسان دوره اسلامی دریاهای جزر و مد دار را نام برده اند که برخی از آنها عبارتند از:

دریای فارس، دریای هند ( اقیانوس هند)، دریای چین ( دریای جنوبی و شرقی چین که به اقیانوس آرام متصل می شود)، دریای میان قسطنطنیه و افرنج ( دریای مرمره ) و جزایر آنها، دریای حبش      ( دریای سرخ)، و دریای محیط ( اقیانوس اطلس).

نیوتن ، فیزیکدان مشهور انگلیسی نخستین بار توصیف امروزی و دقیقی از جزر و مد عرضه کرد و نشان داد که جزر و مد ناشی از تاثیر گرانش ماه و خورشید بر زمین است. در دریاهای آزاد در هر شبانه روز دو بار مد و دو بار جزر رخ می دهد که بر اساس قانون گرانش عمومی نیوتن، محاسبه شدنی است ( قانون گرانش نه فقط در مورد ماه و زمین بلکه درباره همه اجسام در عالم صادق است). به دلیل حرکت ماه به دور زمین در هر منطقه مشخصی از زمین، جزر و مد به طور متوسط با پنجاه دقیقه تاخیر نسبت به روز قبل اتفاق می افتد. مشاهدات نشان می دهند که اوج مد اقیانوسها دقیقاً با زمان رسیدن ماه به نصف النهار ناظر، منطبق نیست و ممکن است تا چند ساعت پیش یا پس از این زمان رخ دهد، زیرا قاره ها مانع حرکت آزادانه آب اقیانوسها می شوند.

علاوه بر ماه، خورشید هم بر جزر و مد اقیانوسها تاثیر دارد، اما تاثیر نیروی گرانش خورشید، به دلیل فاصله بیشتر خورشید در مقایسه با ماه، نصف گرانش ماه بر زمین است. این تاثیر هنگام مدهایی مه ماه و خورشید نسبت به زمین در یک خط قرار  می گیرند ( هنگام بدر و محاق) به اوج می رسد و آنها را مِهکِشَنْد می نامند. در مقابل، ضعیف ترین مدها هنگام تربیع اول و دوم ماه رخ می دهند که آنها را کِهْکِشَنْد  می نامند.

امروزه در نشریات شهرهای ساحلی در کشورهای مختلف، اوقات آغاز و پایان جزر و مد و زمان مهکشندها و فرو کشندها ذکر می شود (فرهنگ نجوم، دایره المعارف نجوم و اختر فیزیک).

بیشترین‌ دامنه تغییر ارتفاع‌ آب‌ در مد، در خلیج‌ فاندی‌ در جنوب‌ شرق‌ کانادا به‌ میزان‌ ۷۰ پا (برابر ۳/۲۱ متر) ثبت‌ شده‌.اما، در سواحل‌ مختلف‌، معمولاً این‌ تغییرات‌ حدود یک‌ تا چهار متر است‌ (معتمد، ص‌ ۲۵۴).

jazr o mad1 جزر و مد چیست؟             jazr o mad2 جزر و مد چیست؟

   خلیج فاندی به هنگام مد                              خلیج فاندی به هنگام جزر

دامنه تغییرات‌ جزر و مد در مناطق‌ گوناگون‌ به‌ عواملی‌ مانند عمق‌ و گستردگی‌ اقیانوس‌ و شکل‌ آبراهه جزر و مدی‌ بستگی‌ دارد. به‌ دلیل‌ تأثیر گرانش‌ ماه‌، علاوه‌ بر اقیانوسها، پوسته زمین‌ نیز دامنه تغییراتی‌ به‌ اندازه سی‌ سانتیمتر دارد. همچنین‌ اصطحکاک‌ ناشی‌ از عملکرد جزر و مد، موجب‌ اتلاف‌ انرژی‌ می‌شود و در نتیجه‌، در هر قرن‌ حرکت‌ وضعی‌ زمین‌ در هر شبانه‌روز شانزده‌ ده‌ هزارم‌ (۰۰۱۶/۰) ثانیه‌ کندتر می‌شود

اثر جزر و مد خورشید:
با وجودی که خورشید ۳۹۱ برابر دورتر از فاصله ی ماه به زمین است، نیروی آن روی زمین، دارای مرتبه بزرگی حدود ۱۷۵ است. با این حال، اثر جزر و مدی آن، کوچک تر از ماه است؛ زیرا جزر و مد از تفاوت در میدان گرانشی کل زمین ایجاد می شود. قطر زمین، کسر کوچکی از فاصله ی زمین تا خورشید است؛ میدان گرانشی تنها با یک ضریب ۱٫۰۰۰۱۷ در سراسر زمین تغییر می کند. تغییرات نیروی واقعی در سراسر زمین ۰٫۰۳ = ۱۷۴٫۵ * ۰٫۰۰۰۱۷ برابر نیروی ماه است؛ که در مقایسه با تغییر ۰٫۰۶۸ در سراسر زمین برای نیروی ماه، مقدار کوچکی است.
ماه نسبت به خورشید، منبع غالب جزر و مد است.
زیرا تفاوت کسری در نیروی ماه در عرض زمین، بزرگ تر از تفاوت کسری در نیروی خورشید است. این تفاوت از قانون عکس مجذوری تبعیت می کند.

 

 

 

20111130102132552 4 300x68 جزر و مد چیست؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
furozan
سه شنبه 28 مرداد 1393


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic